آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

200

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

مغ‌ها ) و سگستان اندرزبذ ( معلم مامور سيستان ) « 1 » را نيز مىشناسيم . دو مأمور بزرگ ديگر نيز بود ، يكى مهردار سلطنتى « 2 » و ديگر رئيس اداره اطلاعات « 3 » . « نگاهبانان سالنامه هاى سلطنتى » هم گويا مقامى بلند داشته‌اند « 4 » . غالبا طبرى كلمات « وزيران و دبيران » را چنان به كار ميبرد ، كه گويى دو دسته از وزرگان ( بزرگان ) هستند ، كه قايم مقام يكديگر مىشده‌اند . براى مثال اين عبارت طبرى را ذكر مىكنيم ، كه گويد گاهى همه وزيران و دبيران هنگام جلوس شاهنشاه جديد تغير و تبديل مىيافته‌اند ( طبرى ، ص 836 ، نلدكه ، ص 53 ) . هيئت وزراء و عمال درجه اول دولت دستخوش تغير و تحول ميشده‌اند . كاهى در تعداد وزراء و در مشاغل آنان تبديلى حاصل مىگشته است . كلمه پهلوى ، كه حاكى از اين طبقه باشد بر ما مجهول است « 5 » ، ولى اشخاصى كه ، همواره جزء اين طبقه به حساب ميآمده‌اند از اينقرارند : وزرگ فرمذار ، موبذان موبذ ، ايران سپاهبذ ، ايران دبيربذ ، واسترايوش‌بذ . در بعضى ادوار هيربذان هيربذ ( رئيس كل آتشكده‌ها ) نيز عضو هيئت وزراء بوده و ممكن است در

--> ( 1 ) - هرتسفلد ، پايكولى ، لغت‌نامه ، شماره 101 و 194 و 723 . ( 2 ) - مقايسه شود با مقدمه ابن خلدون . prolegomenesd'lo n Khaldun , Not et Extr . XVII , P . 53 , XX , p . 91 . Les ( 3 ) - نهايه ، ص 235 . ( 4 ) - در باب عمال عاليمقام دربار شاهنشاهى و درباريان بطور كلى ر ك فصل هشتم كتاب حاضر . ( 5 ) - نلدكه نخست تصور كرده بود ( طبرى ، ص 444 ، يادداشت 3 ) ، كه وزرا عموما لقب وزيربذ دانسته‌اند ، دانشمند مرحوم در نامه‌اى ، كه باينجانب نوشته گويد از اين عقيده عدول كرده‌ام . كلمه گزيرپت gezirpat ، كه در تلمود آمده ، عنوان يكى از صاحب - منصبان پليس بوده .